صفحه ها
دسته
وبلاگ من در بلاگفا
عکس من
وبلاگهاي دوستان
ورودي هاي پنجره اميد
معرفي وب سايت هاي پرطرفدار
سايتهاي دوستان
لينك هاي دسترسي سريع
مطالب من در ثبت مطالب روزانه
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 769021
تعداد نوشته ها : 1492
تعداد نظرات : 394
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي

روزی روزگاری شیطان به فکر سفر افتاد. با خود عهد کرد تازمانی که
 انسانی نیابد که بتواند او را به حیرت وا دارد، از این سفر بر نگردد. نیم
دو جین روح را در خورجین ریخت. نان جویی بر داشت و به راه افتاد.
 رفت و رفت و رفت. هزاران فرسنگ راه رفت تا اینکه تردید در دلش
جوانه بست که شاید تصمیم غلطی گرفته باشد.
در هیچ کدام از جاده های دنیا به هیچ بنده ای که ....

توجه او را جلب
کند ویا حتی کنجکاوی او را بر انگیزد، بر نخورد. دیگر داشت خسته
می شد. تصمیم گرفت به مکان مقدسی سر بزند؛ ولی حتی آنجا هم،
که همیشه مبارزه ای ریشه دار از زمانهای دور، علیه او جریان
داشت، هیچ چیز نتوانست حیرت زده اش کند. دلسرد و نا امید و
افسرده در سایه درختی  ایستاده بود که رهگذری گرما زده با
 کیفی بر دوش کنا او ایستاد. کمی که استراحت کرد خواست به
 رفتنش ادامه دهد. مرد قبل از اینکه به راه خود ادامه دهد، به او
گفت:"تو شیطان هستی!"
ابلیس حیرت زده پرسید:"از کجا فهمیدی؟!"
" از روی تجربه ام گفتم. ببین من فروشنده دوره گردم. خیلی سفر
می کنم و مردم را خوب می شناسم . در نتیجه در همین ده دقیقه
ای که اینجا هستیم، تو را شنا ختم. چون:
مثل کنه به من نچسبیدی، پس مزاحم یا گدا نیستی !
از آب و هوا شکایت نکردی، پس احمق نیستی !
به من حمله نکردی، پس راهزن نیستی !
به من حتی سلام نکردی، پس شخص محترمی نیستی !
از من نپرسیدی داخل کیفم چه دارم، پس فضول هم نیستی !
حالا که نه مزاحمی، نه احمق، نه راهزن، نه محترم، نه فضول پس
آدمیزاد نیستی ! هیچ کس نیستی ! پس خود شیطانی
شیطان با شنیدن این حرفها کلاه ازسر برداشت و کله اش را خاراند.
مرد با دست به پاها یش زد و گفت:"خوبه! تازه، شاخ هم که داری

دسته ها : آموزنده
دوشنبه بیست و پنجم 11 1389

روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند.
جواب داد:
اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1
اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10
اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100
اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =1000

ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست ، پس ان انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت.


اگر اخلاق نباشد، انسان خدای ثروت و اصل و نسب و زیبایی هم باشد هیچ نیست.
دسته ها : آموزنده
دوشنبه بیست و پنجم 11 1389

گربه بد!

مردی از اینکه زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه میکرد ناراحت بود

 یک روز گربه را برد و چندتا خیابان آنطرف تر ول کرد ولی تا رسید به خانه دید گربه

 زود تر از او برگشته خانه، این کار چندین دفعه تکرار شد و مرد حسابی
 کلافه شده بود.

 بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند، از چندین پل و رودخانه پارک و غیره گذشت

 و بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و دورافتاده ول کرد.

آن شب مرد به خانه بر نگشت آخرشب زنگ زد و به زنش گفت:

اون گربه خونه هست؟
زنش گفت: آره

مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم!! 

دسته ها : طنز
دوشنبه بیست و پنجم 11 1389

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودالی عمیق افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است، به دو قورباغه دیگر گفتند که راه چاره ای برای خروج از چاله نیست و شما به زودی خواهید مُرد.
دو قورباغه، این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توان کوشیدند تا از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند.
بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت و سر انجام به داخل گودال پرت شد و مُرد.
قورباغه دیگر اما با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد می زدند که تلاشِ بیشتر فایده ای ندارد، او مصمم تر می شد؛ تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد.
وقتی بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: «مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟»
معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند

دسته ها : آموزنده
دوشنبه بیست و پنجم 11 1389

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود .. صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی»
مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند ، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود ، شنید.
صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی»
این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا کنم. اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است که راهب باشم ، من حاضرم . بگوئید چگونه می توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یک راهب خواهی شد
مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت :‌« من به تمام نقاط کرده زمین سفر کردم و عمر خودم را وقف کاری که از من خواسته بودید کردم . تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236, 284,232 عدد است. و 231,281,219, 999,129,382 سنگ روی زمین وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبریک می گوییم . پاسخ های تو کاملا صحیح است . اکنون تو یک راهب هستی . ما اکنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم
رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود . مرد گفت :« ممکن است کلید این در را به من بدهید؟»
راهب ها کلید را به او دادند و او در را باز کرد.
پشت در چوبی یک در سنگی بود . مرد درخواست کرد تا کلید در سنگی را هم به او بدهند.
راهب ها کلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز کرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست کلید کرد .
پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود قرار داشت.
و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهایت رئیس راهب ها گفت:« این کلید آخرین در است » . مرد که از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز کرد. دستگیره را چرخاند و در را باز کرد . وقتی پشت در را دید و متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی که او دید واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی بود.


.


.


.


...


.


.


.


.


.


.


.


.


.


.....اما من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید ، چون شما راهب نیستید .


 حاجی به من بد وبیراه نگیا؛ خودمم دارم دنبال اون
کسی که اینو برای من فرستاده می گردم تا حقشو کف دستش بگذارم

دسته ها : آموزنده
دوشنبه بیست و پنجم 11 1389

فرق نیمرو درست کردن آقایان و خانم ها!!

 

 

خانمها چطور نیمرو درست میکنن؟


 

۱-ماهیتابه را میزارن رو گاز
۲- توی ماهیتابه روغن میریزن
۳- اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن
۴- تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن
۵- چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن

 

 

آقایون چطور نیمرو درست میکنن؟


۱- توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن
۲- توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میکنن
۳- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
۴- توی ماهیتابه روغن میریزن
۵- توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن
۶- یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن
۷- چند تا فحش میدن
۸- دنبال کبریت میگردن
۹- با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره
۱۰- ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد )!
۱۱- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن
۱۲- تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن
۱۳- چند تا فحش میدن و لباس میپوشن
۱۴- میرن سراغ بقالی سر کوچه و ۲۰ تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن
۱۵- تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن
۱۶- روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن
۱۷- تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن
۱۸- دنبال نمکدون میگردن
۱۹- نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن
۲۰- دنبال کیسهء نمک میگردن و بلاخره پیداش میکنن
۲۱- نمکدون رو پر از نمک میکنن
۲۲- صدای گزارشگر فوتبال رو م یشنون و میدون جلوی تلویزیون
۲۳- نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن
۲۴- بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه
۲۵- چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن
۲۶- توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن
۲۷- با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن
۲۸- صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون
۲۹- سریع برمیگردن توی آشپزخونه
۳۰- تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن
۳۱- ماهیتابه رو میندازن توی سینک
۳۲- دنبال ظرفهای مسی میگردن
۳۳- قابلمهء مسی رو روی ا جاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن
۳۴- چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن
۳۵- یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن
۳۶- چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن
۳۷- یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه
۳۸- روی باقیماندهء تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن
۳۹- چند تا فحش میدن و بلند میشن
۴۰- نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن
۴۱- قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن
۴۲- چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن
۴۳- با یه پارچهء تنظیف قابلمه رو برمیدارن
۴۴- پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن
۴۵- نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن
دسته ها : طنز
دوشنبه بیست و پنجم 11 1389

یک پزشک- بدون شک سیگار، ‌انبوهی از مشکلات پزشکی را باعث می‌شود که در مورد آنها می‌توان کتاب‌ها نوشت. اما آیا در این میان، سیگار تأثیرات خوبی هم می‌تواند روی بعضی از بیماری‌ها داشته باشد؟!

 

بله! ما می‌توانیم ۴ بیماری را فهرست کنیم که سیگار تأثیر مثبتی روی آنها دارد:

۱- بیماری کولیت اولسرو Ulcerative colitis: این بیماری، نوعی از بیماری التهابی روده است. در این بیماری مخاط سطح روده زخمی می‌شود و خونریزی می‌کند. این بیماری بیشتر راست‌روده و سمت چپ روده را درگیر می‌کند.

www.fun32.blogfa.com

زخمی شدن روده‌ها باعث علایم مختلفی مثل اسهال خونی، ‌تب، کاهش وزن بشود. البته این بیماری علایمی به غیر از علایم روده‌ای مثل درد و التهاب مفاصل و عوارض پوستی هم دارد.

جالب است که معلوم شده این بیماری در افراد سیگاری، به وضوح، شیوع کمتری دارد.

 

۲- سارکوئیدوز: سارکوئیدوز ، بیماری‌ای است که قسمت‌های متعددی از بدن را درگیر می‌کند. خستگی و کاهش وزن و فقدان انرژی، جزو علایم عمومی این بیماری است. اما بیماری روی قلب، سیستم تنفسی، پوست، چشم و کبد و طحال هم اثر می‌گذارد.

fun32.blogfa.com

سارکوئیدوز، جزو معدود بیماری‌های ریوی است که در غیرسیگاری‌ها شیوع بالاتری دارد.

 

۳- پارکینسون: این بیماری را اغلب مردم می‌شناسند. واضح‌ترین علامت این بیماری، لرزش و سفتی اندام‌ها در هنگام انجام حرکات ارادی است.

fun32.blogfa.com

باز هم معلوم شده که ریسک ابتلا به این بیماری در سیگاری‌ها کمتر است.

 

۴-میوم‌های رحمی: میوم رحمی عبارت است از ازدیاد رشد عضلات صاف جدار رحم. این بیماری شیوع کمی ندارد، منتها در بیشتر موارد، برای بیمار خطرساز نیست.

fun32.blogfa.com

سیگار احتمال ابتلا به میوم را کاهش می‌دهد!

 

بدیهی است که کاهش احتمال ابتلا به این ۴ بیماری در سیگاری‌ها، به هیچ عنوان نمی‌تواند دست‌آویزی برای توجیه مصرف سیگار باشد.

دسته ها : علمی و آموزشی
دوشنبه بیست و پنجم 11 1389

من از چرخش الکترون ها به دور هسته آموختم که کل جهان به دور مرکز هستی می چرخد و از حرکت پیوسته ذرات چه ارتعاشی چه انتقالی یا دورانی که ثبات و سکون در آفرینش راه ندارد و پیوسته در مسیر تغییر و تحول و تکامل هستیم.

از شیمی آموختم که هر چه فاصله ما از مرکز افرینش وخالق هستی بیشتر باشد ما و نیستی ما آسانتر خواهد بود همانطوری که جدا کردن الکترون از دورترین لایه اتم آسانتر است.

از تلاش ذرات بی شعور برای پایدار شدن متعجب شدم و دریافتم که شعوری والا و اندیشه ای برتر در پس پرده هدایت گر نقش ها و طرح هاست از پیوند اتم ها برای پایدارشدن دریافتم که اتحاد در مرز پایداری است و از گازهای نجیب کامل شدن را رمز پایداری یافتم.

از بحث واکنشهای چند مرحله ای و زنجیری آموختم که ما ذره های حد واسط مراحل زندگی هستیم که در یک مرحله واکنش متولد می شویم و در واکنشی دیگر می میریم و هدف آفرینش و خلقت فراتر از تولید و مصرف ماست.

از بحث تعادل های شیمیایی و واکنشهای برگشت پذیر آموختم که جهان تعادلی است پویا و دینامیک که گرچه در ظاهر خواص ماکروسکوپی ثابت و یا متغییری دارد اما در درون در تکاپو و فعال است

 و از شیمی آموختم که از دست دادن فرصت ها واکنش های برگشت ناپذیری هستند که تکرار انها میسر نخواهد بود.

از شبکه بلور جامد های یونی آموختم که با وجود تضادها می توان چنان گرد هم آمد و پیوستگی ایجاد کرد که شبکه ای مقاوم در مقابل دماهای ذوب بالا بوجود آید..

دسته ها : آموزنده
دوشنبه بیست و پنجم 11 1389
یک خانواده در میشیگان، احتمالا، خوش شانس ترین فرزندان را دارا هستند.

به گزارش ایرانتو به نقل از USA Today، «باربارا و چاد سوپر»، همچنین مشکلی در به یاد آوردن روز تولد فرزندانشان ندارند. چرا که هر سه بچه آنها دقیقا در یک شماره از روز، ماه و سال به دنیا آمده اند که به اعتقاد خیلی از مردم، خوش شانسی محسوب می‌شود.
فرزند اول آنها در هشتم ماه آگوست 2008، یعنی 8/8/8، فرزند دوم آنها در نهم سپتامبر 2009، یعنی 9/9/9 و اخیرا فرزند سومشان در روز دهم اکتبر 2010، یعنی 10/10/10 متولد شد.

تنها 12 روز در هر قرن، عدد روز، ماه و سال در تقویم یکسان می‌شود و احتمال اینکه یک خانواده در سه روز از آن 12 روز، صاحب فرزند شوند، یک به 50 میلیون است.

زوج‌های بسیاری در کشورهای مختلف، از جمله آسیای شرقی، بخاطر خوش یمنی، عروسی خود را در چنین روزهایی برگزار می‌کنند.
آفرین به این برنامه ریزی
دسته ها : آموزنده
دوشنبه بیست و پنجم 11 1389

شاید زمانی که هنوز پای فردوسی پور، مزدک و یوسفی به صدا و سیما باز نشده بود جواد خیابانی برای خود در جام جم برو بیایی داشت. گزارشگری که هنوز صدای او و به خصوص گزارش فوق العاده او در دیدار ایران و استرالیا در خاطر همه فوتبال دوستان هست، شاید دیگر سالهای پایانی گزارشگری فوتبال را سپری می کند.

 برای کسانی که کمتر مسابقه ی پخش زنده ای را از دست می دهند شاید بسیاری از جملات اختصاصی جواد خیابانی آشناست و جذابیتهای خاص خود را دارد. شاید شما هم جملاتی داشته باشید که بخواهید به خاطر خود خیابانی و سایر خوانندگان بیاورید. منتظریم:

 1- رونالدو محبوب نیست - مشهوره - یعنی همه میشناسنش !

 2- اشتباه کنه کارشون تمومه,حالا ببینیم اشتباه میکنه یا نه

 3.طرفدارای مکزیک راه زیادی رو از مکزیک تا آفریقا اومدن,البته اگه از مکزیک اومده باشن

 4.یک ساعت,60 دقیقه از بازی گذشته

 5.همه چیز به بازی آخر میچسبه

 6.داور در سوت خودش میزنه

 7.بذارید به صراحت بگم که دو دقیقه وقت به پایان مسابقه باقی مونده !

 8.شاید نزدیک ترین کشور به قطب جنوب , آفریقای جنوبی باشه

 9.زاکو نی که زا به معنای افریقا و ک و نی به معنایه عدد 10 است

 10.تشنش شده داره اب میخوره . نوش جان

 11.باران هم به شدت میوزه

 12.بازی شیلی و اسپانیا بسیار جذاب خواهد شد مخصوصا اینکه بازیکنای هر دو تیم هم زبان و همجنس و (بعد از یه مکث طولانی) و هم زبان هستن

 13. وقتی یه بازیکن هوندوراس تنه میزنه , انگار یه درخت تنه میزنه

 14. تعویض های دلبوسکه خارج از عرفه .

 15.اسپانیا یه گل زده ، داوید ویا هم زده ، خیلی قشنگم زده ، 5 دقیقه پیشم زده

 16.نود ثانیه از الان بشمارید تا مسابقه تموم شه

 17.با شماره 2013 تماس بگیرید و پیامک بدید

 18.دقیقه 15 بازی هستیم .... اگر تبریزی ها این بازی رو واگذار کنند چیزی از ارزش های این تیم کم نمیشه

 19.بله ! این گل هم تقدیم به شهدای 8 سال دفاع مقدس

 20.بدون شک الان مردم شهر چلسی خیلی خوشحال هستند

 21.داور هند پنالتی رو دیده و میگه نه !

 22.کاسیاس از توپی که داره بازی میشه انتقاد کرده بود

 23.به قول خودمون یه پا دو پا انجام داد توپ رو کشید رو پای ضربه زنندش

 24.کاسیاس هرگز به قد و قواره ی آرکوندا نمیرسه

 25.سرخیو راموس به ناواس اُه اُه بد زدنش

 26.هنوز هم مزه مزه میکنن تا توپو بزنن

 27.اسپانیایی ها V وسط رو B میخونن مثل والنسیا که بالنسیا خونده میشه

 28.بازیکنای اسپانیا در بازی با سوئیس از توپ هم سریعتر می دویدن

 29.تورس می‌فرسته روی دروازه ... کسی نیست که استفاده کنه... جای خود تورس اونجا خالی بود

 30.دومنک بازیگر آماتور وحرفه ای تئاتر

 31.جالبه بدونید که این دو تیم اولین بازی جام جهانی در اولین جام جهانی رو انجام دادن.... .... ... .... البته نه این دو تیم.بازیکناشون فرق داشتن

 32.از نظر ران هم در نظر بگیریم.ران بازیکنان هندوراس خیلی بزرگتره

 33.خوب الان دو تیم باید هر کدوم 5 تا پنالتی بزنن.باید بگم که هر تیمی که پنالتی ها رو ببره یعنی اینکه بازی رو برده و هر تیمی هم که ببازه یعنی اینکه بازی رو باخته

 34.مسی حرکت میکنه .. مسی ضربه میزنه .. مــــسی .. ولی مسی گل نمیزنه !!!

 35.مسی مسی گل میزنه ... توز توز گل میزنه!

 36.یه اشتباه .. اشتباه مرگ بار .. بله .. مرگ مکزیک نزدیک میشه در این مسابقه

 37.حالا دیگه مکزیک نمیتونه کمر راست کنه

 38.حرکت توپ رو ببینید : قشنگ در آغوش دروازبان قرار میگیره

 39.یه گل مسی داد به توز .. و حالا توز باید دنبال این باشه که یه گل بده به مسی

 40.هلند تنها رقیب جدیش برزیله البته اسلــــــواکــــی هم تیم نــــــــاجــــدی نیســـــــــت

 41.مــارادونـــا فعــلا ســــــگرمــه هاش تو همه تا ببینیم در جریان بازی چه خواهند کرد

 42.بعد از شوت سرکش Teves , مارادونا مثل یه تماشاگر مثل یه طرفدار مثل یه فوتبالیست خوشحال میشه

 43.توپ رو با بادکنک اشتباه گرفته

 44.فشار که روی دروازه ی تیم آرژانتین بیاد این تیم وا میده

 45.سبک بازی او جون میده برای بازی در تیم آرژانتین

 46.یه دریبلی میزنه که تو گل کوچیک هم نمیشه از این دریبل ها زد

 47.توپ به وسط زمین میره

 48.واقعا عجیبه که در تهران ما الان هوا گرمه،ولی در افریقا الان هوا سرده

 49.کریم انصاری فرد هیچ نسبتی با برادران انصاری فر نداره!بخصوص با محمد حسن

 50.پنج حلقه المپیک نمادی از رنگ پرچم همه ی کشورهای دنیاست

 51.پرتغال 1 بازی 1 امتیاز،ساحل عاج 1 بازی 1 امتیاز،کره شمالی 0 بازی 0 امتیاز،برزیل 0 بازی 0 امتیاز

 52.صد هزار نفری که در استادیوم نشسته اند،نشان دهنده ی امنیتی است که در کشور وجود دارد

 53.باقری استپ سینه رو اومد ولی نتونست ادامه بده

 54.اتسو با کریمی صحبت میکنه،چیکار میخوان بکنن اونجا؟دارن نقشه اش رو میریزن اونجا

 55.باز شاهدیم که صندلی های بی گناه ورزشگاه به زمین پرت میشه

 56.افرین علیرضا محمد،افرین.واقعا یکبار دیگه با صراحت میگم،افرین علیرضا محمد

 57.یک سانتر بی هدف ... و گل

 58.از 4 دقیقه وقت تلف شده یک دقیقه تلف شد

 59.شما از روی قطر 2 بازیکن میتونید بفهمید کدوم قوی تره

 60.سبک بازی پاراگوئه جوریه که دوست داره بازیو به ضربات پنالتی یا نهایتا وقت اضافه بکشونه

 61.ساندویچی از بازیکن در اونجا به وجود میاد

 62.حالا بعد از این مسابقه کشتی اسپانیا از 4/1 عبور میکنه و وارد نیمه نهایی میشه

 63.حالا توپ رو سانتر میکنه...در واقع پرتاب میکنه

 64.فعلا با مداد اسم هلند رو در فینال بنویسید

 65.اوه , عجب برگردونی زد تو صورتش حالا چمن و عرق هر چی بود هم میاد تو صورتش

 66.امان از دست این دیرک دروازه یه موقع به نفع تیمه یه موقع به ضرر تیم

 67.حالا این موج ,اسمش موجه مکزیکیه که تو ورزشگاه الان زده میشه

 68. بزن خلعتبری .. بزن

دسته ها : طنز
دوشنبه بیست و پنجم 11 1389
فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛

فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو هر سال محرم حسینیه راه بندازی؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛

فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛

فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش بگی خوششششگلهههه؛

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز ونیز و برج ایفل رو ندیده باشی؛

فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛

فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛

فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛

فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛

فقر اینه که به زنت بگی کار نکن ما که احتیاج مالی نداریم؛

فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛

فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی های تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛
دسته ها : آموزنده
دوشنبه بیست و پنجم 11 1389

معماری Intel Core2 در مقابل AMD Athlon 64 (قسمت 1)
 

نزدیک به یک سال پیش در همایش IDF 2005، اینتل رسما جایگزینی معماری NetBrust پردازنده های پنتیوم 4 خود را با معماری قدرتمند دیگری به نام Core™ اعلام کرد، این معماری جدید به تدریج به کلیه پردازنده های این شرکت از پردازنده های کامپیوترهای همراه گرفته تا پردازنده های سرورهای Xeon نفوذ خواهد کرد. از ماه آپریل سال 2001 که پردازنده های پنتیوم 4 معرفی شدند، معماری NetBrust تنها معماری پردازنده های حوزه کامپیوتر‌های «روی‌میزی» اینتل به شمار می رفت، با وجود اینکه این معماری در مقابل معماری K8 به کار گرفته شده در پردازنده های Athlon 64 شرکت AMD (برای مطالعه بیشتر دراین مورد به سایر مقالات سایت میکرو رایانه مراجعه نمایید) ضعف های متعددی داشت، اصرار شرکت اینتل بر حکم فرمایی آن به روی پردازنده های پنتیوم 4 بخش بسیار بزرگی از بازار پردازنده ها را به شرکت AMD با معماری موفق K8 خود اهدا کرد.

معماری جدید Core™ که تا چند ماه دیگر در پردازنده های Core2 Duo و Core2 Extreme تجلی پیدا خواهد کرد، آغاز یکه تازی مجدد اینتل در بازار پردازنده ها خواهد بود. در این مقاله ابتدا ساختار CPU و معماری آن به طور ساده بیان خواهد شد سپس به بررسی نوآوری های معماری Core™ و تفاوت های آن با معماری K8 خواهیم پرداخت و در انتها عملکرد پردازنده هایCore2 را بررسی خواهیم کرد.


نسل بعدی پردازنده های اینتل

از زمان نسل اول پردازنده های اینتل که با معرفی پردازنده 8086 در سال 1978 آغاز شد تا کنون تنها مجموعه ای از دستورالعمل های آن زنده باقی مانده و هنوز در اکثر نرم افزارها از آنها استفاده می شود، هرچند نسل های جدید محدوده این دستورالعمل ها را که به نام دستورالعمل های x86 شناخته می‌شوند گسترده تر کردند ، اما سازگاری با دستورالعمل‌های نسل‌های پیشین هرگز در طراحی معماری نسل‌های بعدی فراموش نشد.

معماری نسل ششم پردازنده‌های اینتل که از «پنتیوم پرو» تا «پنتیوم III» را در برمی گرفت یکی از موفق ترین معماری های اینتل به شمار می رود، این معماری که P6 نام دارد توانست به پردازنده های اینتل آن چنان قدرتی بخشد که مدتها رقیبی برای آنها پیدا نمی شد، اما پس از آن، معماری NetBrust به کار برده شده در پردازنده های «پنتیوم 4»، دیگر نتوانست به یکه تازی های اینتل در بازار پردازنده های کامپیوترهای شخصی ادامه دهد.

معماری نسل آینده پردازنده های اینتل که Core™ نام گرفته است، آن چنان متفاوت است که شرکت اینتل تصمیم گرفته نام پردازنده هایی که از این معماری در آنها بهره برده شده دیگر «پنتیوم» نباشد، با این که پیش بینی مرگ «پنتیوم» در سیزدهمین سال حیاتش چندان دور از انتظار نبود.

 



لوگو و شعار جدید اینتل

نام تجاری جدیدی که از این پس بر روی کلیه پردازنده های اینتل گذاشته خواهد شد، بسیار به معماری آنها نزدیک است: Core2. تا کنون عرضه دو خانواده پردازنده های Core2 Duo برای کامپیوتر های میان قیمت و Core2 Extreme برای کامپیوترهای گرانقیمت در حوزه کامپیوترهای روی میزی قطعی شده و در ماه های آینده شاهد حضور آنها در بازار خواهیم بود، هر دو این پردازنده ها با هسته Conroe تجهیز شده اند که از پیکر بندی دوهسته بهره می‌برد. در حوزه کامپیوترهای همراه نیز هسته Merom و در حوزه کامپیوترهای سرویس دهنده، هسته Woodcrest معرفی شده اند اما هنوز جزئیات دقیقی در مورد پردازنده هایی که این هسته ها در آن به کار گرفته خواهد شد داده نشده است.

شباهت بسیار زیادی میان نام پردازنده های Core2 با پردازنده های Core Duo وجود دارد، Core Duo و برادر ارزانقیمتش Core Solo نام پردازنده های مدرن حوزه کامپیوترهای همراه اینتل می باشند که بر پایه معماری P-M (نسخه تکامل یافته معماری P6) با هسته Yonah عرضه می شوند، این پردازنده های 32 بیتی هم اکنون در اکثر کامپیوترهای همراه مدرن و iMac‌های جدید Apple استفاده می‌شوند.


دوشنبه بیست و پنجم 11 1389

این چه وضعه؟مگه قرار نشد هر وقت نظر میدین اسم وبلاگ یا یه نشونی بذارین تا تشکر کنم؟هان؟بیام گوشتونو بکشم؟حالا زود باش برو نظر بده تا جوش نیاوردم.از اینکه زیاد خودمونی هستم هم عذرخواهی نمی کنم.

امضا:آقا عادل گل گلاب از مازندران.بابل

يکشنبه بیست و دوم 9 1388

اول از روی ادب ای گل خوشبو سلام

دوم از روی محبت به تو دارم پیام

بی تو ای دوست گذر از

جهان زندان من است

تا تو هستی در برم زندان گلستان من است

First I want to tell hello from decorum

Second I have a

message for you from kindness

O friend without you this world is like prison for me

When you are with me this prison is my rosery

دسته ها : عاشقانه
شنبه بیست و پنجم 7 1388

تمام امید آسیابان به وزش باده تا آسیابش از کار نیافته ، قلبم آسیاب ، خودم آسیابان و نفسهایت باد...!

All hope of miller is wind that his mill can work always, my heart is mill, I am the miller & your breathe is wind...

دسته ها : عاشقانه
شنبه بیست و پنجم 7 1388

غیر از غم عشق تو ندارم غم دیگر / شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر .

I have no other grief except your grief / I am happy that I have no other comate

دسته ها : عاشقانه
شنبه بیست و پنجم 7 1388

معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو ....

The teacher said(s) I said: She. The teacher said (w) I said: With her. The teacher said (b) I said: Beside her. The teacher said (d) I wanted to say: Divorce, the teacher said: don't say...

دسته ها : آموزنده
شنبه بیست و پنجم 7 1388

اگه کوه باشی استواری ... اگه رود باشی روانی ... اگه کوه باشی بلندی اگه آسمان باشی وسیعی ... اگه خورشید باشی پر حرارتی اگه آدم باشی یه اس ام اس می فرستی!

If you are mountain you are constant...if you are river you are fluent...of you are mountain you are tall, if you are sky you are ample...if you are sun you are hot...if you are human you send a sms!

دسته ها : عاشقانه
شنبه بیست و پنجم 7 1388

توی زندگی انتخاب دو چیز خیلی سخته: 1- همسر 2- هندوانه In the life choose of 2 is so difficult: 1. Consort 2. Melon

دسته ها : طنز
شنبه بیست و پنجم 7 1388

اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ،قلب کوچیک من.

If you even have nothing in this world, be sure that 3is always for you: the kind Allah, the good thoughts, my small heart

دسته ها : عاشقانه
شنبه بیست و پنجم 7 1388

شبی پرسیدمش با بیقراری به غیر از من کسی را دوست داری به چشمش اشک شد از شرمساری میان گریه هایش گفت آری

One day I asked him: do you love anyone except me? He cried from embarrassment and told slowly: yes

دسته ها : عاشقانه
شنبه بیست و پنجم 7 1388

تک درخت خاطراتم بر لب ساحل نشسته ، گر چه دوری از کنارم یاد تو در دل نشسته.

My lone tree of my memories is in the beach, you are away but your memory is in the heart.

دسته ها : عاشقانه
شنبه بیست و پنجم 7 1388

روزی که عشق را قسمت کردند پرواز را به تو دادند .... قفس را به من ساز را به تو دادند .... غم را به من و من تشنه ی کویر دشت بارانم ..... مانند طایفه ی خاک می مانم و دشمن طوفان من هر شب این ساز را به بهانه ی تو به صدا در می آورم

A day that part the love, they give the flying to you...they gave the cage to me, music to you...they gave grief to me & I am a desert that is thirsty or raining, I am like the soil & my enemy that is stream make this music for the sake of you...

دسته ها : عاشقانه
شنبه بیست و پنجم 7 1388
در دریای نیلفام خوابهای شیرین شب ، صدف های رنگین خیال را می کاوم ، شاید مروارید رویای تو را در آن یابم

In my amiable dream's sea, I search the colorful ammonite of dream, may I find pearl of your dream
دسته ها : عاشقانه
شنبه بیست و پنجم 7 1388
هی!!!! 3 راه بیشتر نداری:
1 با من باشی
2 با تو باشم
3 توافق کنیم که با هم باشیم

Hey you! You have just 3choice:

1. To be with me

2. I be with you

3. We be together (intoto).

دسته ها : عاشقانه
شنبه بیست و پنجم 7 1388
دوست داشتن همیشه گفتنی نیست؛ گاه سکوت است و گاه لبخند است گاه نگاه است و گاهی فقط یه اس ام اس

Love isn't sayable always, sometimes it is a silence, & sometimes it is a smile, sometimes a glance & sometimes a sms!

دسته ها : عاشقانه
شنبه بیست و پنجم 7 1388
نمی دانم گنجشکها که شبیه هم هستند چه جوری همدیگه را می شناسن. و نمی دانم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگه مرا نمی شناسی

I don't know how the greenfinches can recognize each other, & I don't know how many are look like me that you don't know me!
دسته ها : عاشقانه
شنبه بیست و پنجم 7 1388
گفتی تو دلم اول و اخر خودتی
از هرچه که دارم بهترینش خودتی
خندیدم و زیر لب مکرر گفتم
شاهزاده ی قصه های من خر خودتی!!!

You said: you ere the first & the last in my heart

You are the best of mines.

I laughed and told in my heart:

O prince of my stories, you are stupid yourself.
دسته ها : عاشقانه
شنبه بیست و پنجم 7 1388
اگه مردونگی مُرده ، اگه رفاقت رنگ باخته ، اگه عشق دیگه معنا نداره ، اگه دنیا پُره نامردیه ، اگه آرامش خواب و رویاست ...به تو چه !!! تو اس ام اس بده !

If the manhood died, if the friendship went colorless, if the world is full of cowards, if the solace is jusr a dream, what is that to you? You send just sms!
دسته ها : عاشقانه
شنبه بیست و پنجم 7 1388
تا حالا دیدی کسی به اس ام اس حسودی کنه ؟ من حسودیم میشه ! چون اس ام اس می تونه بیاد پیشت اما من نمی تونم بیام!

Did you know one that envy sms? I envy! Because the sms can come to you but I cant
دسته ها : عاشقانه
شنبه بیست و پنجم 7 1388
X